به بهانه ی زاد روز_ استاد شهرام ناظری

به بهانه ی زاد روز_ استاد شهرام ناظری وقتی به نام بلند_ شما می رسم،قلمم رعشه می گیرد،،کلمات از دل و دستم گریزان می شوند،،به غریبی راه گم کرده می مانم،، با صدای شما به دروازه های سمرقند_ مثل_ قند می رسم،به مزامیر مولوی،،به حسرت های عاشقانه ی “ابو نواس”،،با شما چه حالی خوشی دارد،مهتاب_ بالای_ سر_ آبادی،،آخ وقتی که شما می خوانید،دلم جور_ عجیبی خیال_ بخارا می گیرد،هوای_ بوی_ جوی_ مولیان_ رودکی می دهد ،جور_ عجیب تری پرسه میزدم،شب های دلتنگی را، کنار_ بی قراری های کارون و درس…

ادامه مطلب...

تصنیف مینا بنوش

  تصنیف مینا بنوش،،”یا مینا بنفش “حسرت_ عاشقانه ی یک ایل است،،حسرت_ گذشته ای که دیگر تکرارش میسر نیست،،مردمانی که با حسرتی تلخ به نابودی بوم زیست خویش می نگرند، تلخی و دردناکی _ زیبای کوچ،و بی خبری از یار_ مینار بنفش،،(مینا بنوش)،او را به واگویه ای بی تاب می کشاند،،کوچ،روزگار خون به دل شدن دختران،و پسران،و مردان و زنان جوان است،،برای رسیدن ،برای دوباره یکی شدن و این جدایی از یار،خیال معشوق را در دل و جانش زنده می کند،رویای همراهی با یار او را به این ترانه می…

ادامه مطلب...