مبارک باد این سال و همه سال به محضر اقدس همایونی شوکت جلال قبله ی عالم ناصرالدین شاه از فرنگستان

قربان خاک پای اقدس همایونی مبارکت شوم،  بنده حقیر در غربت مانده، از سعادت فیض آستان بوسی محروم ، به گمان اینکه مبادا از خاطر همایونی تان به دشت نسیان سپرده شوم، در ایام  معذب از عذاب این موجود مزاحم به غایت ریز که گویند تسمیه شده به کرونا، که تاج دار  است اما بی تخت و عالم از عذاب آن درگیر؛  با بهاری که در راه است تا سالی دگر شود و ایام به تازگی، عرضم به خاک پای قبله ی عالم آن جنت مکان خلد آشیان به سبب…

ادامه مطلب...

مردی که با ترانه هایش حرف می زد

 مردی که با ترانه هایش حرف می زد با ترانه هایش حرف می زند، با ترانه هایش می رقصد و با ترانه هایش زندگی می کند مردی که نود و چهار سال  از عمرش را به خواندن گذراند هرچند که در ابتدا به او گفتند که تو نه چهره ایی خوش داری و نه  صدایی دلنشین که بخوانی ، که بر دل بنشینی ، که بمانی بر این پهنه ی گسترده ی هنر . اما نه دلسرد شد نه از تلاش بازنشست و نود و چهار سال خواند . از…

ادامه مطلب...