ساندویچ مرغ وقارچ بندری

ساندویچ مرغ وقارچ بندری مواد لازم: ران یا سینه مرغ 2عدد قارچ 250گرم پنیر پیتزا 20گرم نان ساندویچی 6عدد پیاز 2عدد فلفل دلمه ای زرد یا نارنجی 1عدد خیار شور6عدد آب مرغ یک سوم پیمانه نمک و فلفل و کاری وزردچوبه ،به میزان لا زم  طرز تهیه: تاوه را روی شعله گذاشته تا داغ شود،سپس پیاز و روغن را اضافه می کنیم،وقتی پیاز بلوری شد زردچوبه را اضافه می کنیم و هم می زنیم، وقتی که پیاز بلوری می شود زردچوبه نمی سوزد،سپس فلفل دلمه ای را اضافه کرده و…

ادامه مطلب...

شامی بادمجان

شامی بادمجان طرز تهیه: مواد لازم، گوشت چرخ کرده 500گرم ،پیاز 2 عدد، بادمجان 1 کیلو، گوجه 500گرم، روغن وفلفل ونمک به میزان لازم،طرزتهیه،بادمجان هاراورق ،ورق کرده،بعد از نمک زدن وشستن و خشک کردن سرخ می کنیم پیاز را رنده کرده وبا گوشت چرخ کرده و نمک وفلفلفل مخلوط کرده وخواب ورز داده تا یکدست شود،سپس با کمک قالب ویا دهانه لیوان این مخلوط را قالب می زنیم تا به صورت همبرگر در اید، وآنها را داخل روغن داغ سرخ می کنیم و کف قابلمه می چینم و بادمجان ها…

ادامه مطلب...

فریاد عاشقی فصل شانزدهم

فصل شانزدهم این روزها همه آقای رضایی را همان امید می پندارن. بخصوص خود نازنین خوشحال و با روحیه شاد در جمع آنها حاضر می شود و اطرافیان زود پی به اوضاع و احوال او پی می برند. چون او حالت و احساسات خود را زود بروز می دهد و انگار زندگی آن روی خودش را به او نشان میدهد و آینده بر وفق مراد آقای رضایی یا همان برادر الهام خواهد بود. گرمای عشق در وجود او غوغا می کند، آنقدر شدید که دوری یک لحظه برایش بسیار دردناک…

ادامه مطلب...

فصل پانزدهم فریاد عاشقی

فصل پانزدهم که اگر مدت خیلی کوتاهی در کنار آنها باشد، بعد از آن تنهایش بگذارند. نازنین گفت:« من هم قول می دهم فقط چند دقیقه ای وقتت رابگیریم.» بعد از آمدن و خوشحال شدن تو تمام می شود. لحظه حساس فرا رسید نازنین دلشوره عجیبی را احساس میکرد الهام برای اینکه او ناراحت و غمگین نشود، سریعا خودش را آماده کرد و به قراری که گذاشته شده بود رفت. برادرالهام پشت در ورودی رستوران روی صندلی تکیه داده ، دم در را نمی دید. نازنین روبه رو نشسته و…

ادامه مطلب...

فصل چهاردهم فریاد عاشقی

فصل چهاردهم جشن عروسی مارال و امید نزدیک میشد و اشک و آه نازنین هم همیشگی بود و تمامی نداشت، تمام سعی او بر این بود که بر نفس خودش غلبه پیدا کند و عقلش بر احساسش پیروز گشته و تسلط کامل بر احساساتش را داشته باشد. اما گسستن زنجیر عشق بسی دشوار و تا پایان عمر این تلاش ادامه خواهد داشت، چون این حس قوی و این رشته پیوند ذره ذره باز می شود. گذشت در آن بسیار دشوار است قطعا عشق واقعی تنها رسیدن به هم نیست و…

ادامه مطلب...

فصل سیزدهم فریاد عاشقی

فصل سیزده خیلی زود با هم دوست شدیم خون گرم و یک رنگ بود. می گفت:« من زیاد به پارک میایم چون خانه شلوغ است، برای بررسی درسهایم هر روز این کار را انجام میدهم.» تازه شما را پیدا کردم. روحیه ام تغییر کرده بود و سعی می کردم با مردم زیاد فاصله نگیرم و با همه همکلام شوم تا گذشته را به بوته فراموشی بسپارم. چون افکارم هر لحظه مرا مثل خوره عذاب می داد سعی من بر این بود که هر چه سریع تر زمان بگذرد و مشکلاتم…

ادامه مطلب...

کلوچه پنیری وکنجدی

کلوچه پنیری وکنجدی مواد لازم: کره200گرم پنیر خامه ای 115گرم تخم مرغ 2 عدد آرد480 تا 500 گرم بکینگ پودر1قاشق چایخوری وانیل نصف قاشق چایخوری پودر هل1قاشق چایخوری شکر350 گرم نشاسته ذرت1قاشق سوپخوری پودر تار تار 1 قاشق چایخوری طرز تهیه: کره باید به دمای محیط برسد،کره،وپنیر رابا همزن،برقی می زنیم در حد ترکیب شدن سپس شکر را اضافه کرده وبا همزن برقی میزنیم،وانیل و تخم مرغ ها و هل را اضافه کرده و هم می زنیم،آرد،بکینگ پودر،پودر تار تار ونشاسته ذرت رابا هم مخلوط می کنیم و این مخلوط…

ادامه مطلب...

فصل دوازدهم فریاد عاشقی

قسمت دوازدهم قطعا مرا خواهد پذیرفت و حقیقت از زبان نادر برایم شنیدنی است و هر چه باشد قبول می کنم. دوستانم و همچنین خواهر و برادر و مادر حرف های نازنین را با کمال ناباوری گوش می کنن چون فکر نمی کردند که او آنقدر راحت با حقیقت روبه رو شود، خیلی خوب و منطقی از پس آن بر آید. همگی به فکرش صحه گذاشتن ،بنابراین سفر او همراه با نوشین خواهرش به یک ماه بعد موکول شد. که احتمالا این مدت پیغام یا خبری از نادر خواهد رسید.…

ادامه مطلب...

فصل یازدهم فریاد عاشقی

فصل یازدهم لحظه دیدار و به هم رسیدن فرا خواهد رسید. نادر جوان مهربان و منطقی بود ، پا به پای نامزدش پیش می رفت و لحظه ای از او غافل نمیشد؟ حتی از راه دور هم به مناسبت های گوناگون هدایایی ارسال میداشت. تا لحظه موعود و آمدن در کنارش روز شماری میکرد. روزها و ماه ها مدت زیادی می گذشت و مهندس نادر زمانی کارهایش گسترده تر و وسیع تر میشد. بطوری که برای رسیدن به نازنین فرصت کمتری پیدا می کرد. زمان بسرعت در حال گذران بود…

ادامه مطلب...

فصل دهم فریاد عاشقی

فصل دهم خانواده نازنین بسیار خوشحال و نوید آینده را دارند که مهندس نادر زمانی با سرمایه هنگفتی از علم و پژوهش به وطن باز خواهد گشت. داستان عشق شدید او به نازنین، نازیلا خواهرش که تازه از فرنگ آمده بدون کم و کاستی می داند و به خواهر فشار می آورد. « زودتر ازدواج کن که من صاحب یک خواهر زاده و خاله شوم.» به هر حال همه خوشحال هستند نازیلا خواهر کوچکتر سعی و تلاشش بسیار آزرنده است . در آینده بسیار نزدیک یکی از بزرگترین افتخارات آنها…

ادامه مطلب...