فصل سیزدهم فریاد عاشقی

فصل سیزده خیلی زود با هم دوست شدیم خون گرم و یک رنگ بود. می گفت:« من زیاد به پارک میایم چون خانه شلوغ است، برای بررسی درسهایم هر روز این کار را انجام میدهم.» تازه شما را پیدا کردم. روحیه ام تغییر کرده بود و سعی می کردم با مردم زیاد فاصله نگیرم و با همه همکلام شوم تا گذشته را به بوته فراموشی بسپارم. چون افکارم هر لحظه مرا مثل خوره عذاب می داد سعی من بر این بود که هر چه سریع تر زمان بگذرد و مشکلاتم…

ادامه مطلب...

کلوچه پنیری وکنجدی

کلوچه پنیری وکنجدی مواد لازم: کره200گرم پنیر خامه ای 115گرم تخم مرغ 2 عدد آرد480 تا 500 گرم بکینگ پودر1قاشق چایخوری وانیل نصف قاشق چایخوری پودر هل1قاشق چایخوری شکر350 گرم نشاسته ذرت1قاشق سوپخوری پودر تار تار 1 قاشق چایخوری طرز تهیه: کره باید به دمای محیط برسد،کره،وپنیر رابا همزن،برقی می زنیم در حد ترکیب شدن سپس شکر را اضافه کرده وبا همزن برقی میزنیم،وانیل و تخم مرغ ها و هل را اضافه کرده و هم می زنیم،آرد،بکینگ پودر،پودر تار تار ونشاسته ذرت رابا هم مخلوط می کنیم و این مخلوط…

ادامه مطلب...

فصل دوازدهم فریاد عاشقی

قسمت دوازدهم قطعا مرا خواهد پذیرفت و حقیقت از زبان نادر برایم شنیدنی است و هر چه باشد قبول می کنم. دوستانم و همچنین خواهر و برادر و مادر حرف های نازنین را با کمال ناباوری گوش می کنن چون فکر نمی کردند که او آنقدر راحت با حقیقت روبه رو شود، خیلی خوب و منطقی از پس آن بر آید. همگی به فکرش صحه گذاشتن ،بنابراین سفر او همراه با نوشین خواهرش به یک ماه بعد موکول شد. که احتمالا این مدت پیغام یا خبری از نادر خواهد رسید.…

ادامه مطلب...

فصل یازدهم فریاد عاشقی

فصل یازدهم لحظه دیدار و به هم رسیدن فرا خواهد رسید. نادر جوان مهربان و منطقی بود ، پا به پای نامزدش پیش می رفت و لحظه ای از او غافل نمیشد؟ حتی از راه دور هم به مناسبت های گوناگون هدایایی ارسال میداشت. تا لحظه موعود و آمدن در کنارش روز شماری میکرد. روزها و ماه ها مدت زیادی می گذشت و مهندس نادر زمانی کارهایش گسترده تر و وسیع تر میشد. بطوری که برای رسیدن به نازنین فرصت کمتری پیدا می کرد. زمان بسرعت در حال گذران بود…

ادامه مطلب...

فصل دهم فریاد عاشقی

فصل دهم خانواده نازنین بسیار خوشحال و نوید آینده را دارند که مهندس نادر زمانی با سرمایه هنگفتی از علم و پژوهش به وطن باز خواهد گشت. داستان عشق شدید او به نازنین، نازیلا خواهرش که تازه از فرنگ آمده بدون کم و کاستی می داند و به خواهر فشار می آورد. « زودتر ازدواج کن که من صاحب یک خواهر زاده و خاله شوم.» به هر حال همه خوشحال هستند نازیلا خواهر کوچکتر سعی و تلاشش بسیار آزرنده است . در آینده بسیار نزدیک یکی از بزرگترین افتخارات آنها…

ادامه مطلب...

فریاد عاشقی فصل نهم

فصل نهم نازنین گذاشتن نمایشگاه را بعد از رفتن مهندس زمانی عنوان می کرد، بقیه اعضای خانواده با او اتفاق نظر داشتند. نازنین هر روز برای سوژه جدیدتر جستجو میکرد، تا هر چه زیباتر کارش را به بازدید کنندگان ارائه دهد. دوستاران هنر در گوشه و کنار شهرکم نیستند هر گاه نمایشگاهی تشکیل شود سیلی به آن محل سرازیر می شود. تا از دیدار کارهایی که دست هنرمندی آن را خلق نموده لذت ببرند. یقینا گروهی نیز پیشنهاد خرید آن اثر را خواهند داشت. تمامی کارهای عروسی روبه راه می…

ادامه مطلب...

برگر لوبیا چیتی

برگر لوبیا چیتی مواد لازم :  لوبیا چیتی پخته شده250گرم، سس مایونز2 قاشق غذاخوری،یا ماست چکیده پر چرب، سس قرمز تند2قاشق غذاخوری، خیار شور ریز خرد شده4عدد، پیازچه3 شاخه، آب لیمو ترش تازه2قاشق غذاخوری، گوجه فیله شده وبدون دانه وریز خرد شده2عدد، جعفری خرد شده بدون ساقه2 قاشق غذاخوری، یا ریحان و یا ترخون، قارچ5عدد بزرگ، سیر3 حبه، روغن زیتون2قاشق غذاخوری، پیاز1عدد تفت داده شده، گردو،و یا بادام زمینی أسیاب شده50 گرم، آرد سوخاری یا آرد گندم، روغن،نمک،و فلفل به میزان لازم، طرز تهیه سس برگر : گوجه،خیار شور،پیازچه،جعفری،سس مایونز،آب لیمو…

ادامه مطلب...

😉وقتی معشوقه شعرا فرهنگی باشد!!!

به مناسبت روز معلم ارسالی از یک دوست 😉وقتی معشوقه شعرا فرهنگی باشد؛ #حسن_دهلوی یا عاشق روزهای ماضی هستی یا یکطرفه رفته به قاضی هستی از بس که دقیق و نکته سنجی بانو انگار معلم ریاضی هستی #سجاد_رشیدپور تو هستی و ضدِ نیست باید باشی من صفر ولی تو بیست باید باشی از دست ِ به خون ِ من خضابت پیداست بانو تو دبیر زیست باید باشی #مهدی_ذوالقدر با بوسه و لبخند مخالف هستی مجموعه محجوب لطائف هستی یک خورده بگیر چادرت را شل تر انگار که استاد معارف هستی…

ادامه مطلب...

فصل هشتم فریاد عاشقی

فصل هشتم افکار روشن و موج مثبتی که در اشکال ترسیم شده کاملا به وضوح مشاهده می شود. اما عشق و علاقه ای به مهندس نادر احساس نمی کند نازنین فقط و فقط به کارهایش می اندیشد و آینده را کاملا خوب پیش بینی می کند. از طرف دیگر مهندس نادر زمانی تصمیم به ازدواج فوری با نازنین را دارد و می خواهد قبل از یک سری از کارهای پژوهشی و علمی که به او پیشنهاد شده و همچنین پروژه هایی که خارج از دروازه ها برای عملکرد برتر ی…

ادامه مطلب...

فصل هفتم فریاد عاشقی

فصل هفتم نازنین خیلی با خودش کلنجارمی رفت و می خواست آقای رضایی را به خانواده معرفی کند، اما می ترسید مادر از انتخابش خوشحال نشود و حرفی بزند که موجب ناراحتی او شود. منزل آنها به گل آراسته شده ، همه مهمان ها با لباس های رنگارنگ و زیبا جشن را تزئین کرده بودند. نازنین لحظه شماری می کرد تا در باز شود آن جوان با قد و بالای رعنا ، لحنی دل نشین وارد مجلس شود. نازنین از یک طرف خوشحال که او برادر دوستش می باشد اما…

ادامه مطلب...